close
تبلیغات در اینترنت
آِیا دین به جغرافیا وابسته است؟

تبلیغات

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    با سلام من مهدی حسین زاده هستم دانش آموزش رشته ی تجربی و سعی دارم در این سایت مطالبی در باره ی شبکه و کامپیوتر و آموزش شبکه بزارم. هدف آینده ی بنده این است که متخصص چشم بشوم و فوق تخصصی قرنیه و سگمان قدامی را دریافت کنم. و از بهترین پزشک ها بشوم و بیمارستان بزنم و به مردمم کمک کنم. معتقدم باید از کودکی انسان عمیق و هدفمند باشد.

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا وبسایت خوب است و استفاده بردید؟






آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 246
    کل نظرات کل نظرات : 40
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 93

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 129
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 72
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 3
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 9
    آي پي امروز آي پي امروز : 13
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 30
    بازدید هفته بازدید هفته : 458
    بازدید ماه بازدید ماه : 1,116
    بازدید سال بازدید سال : 10,376
    بازدید کلی بازدید کلی : 28,537

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.167.112.42
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 27 آبان 1397

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 28 amin925
4 154 egol

آِیا دین به جغرافیا وابسته است؟

ما فرزندان جغرافیا هستیم!

محصولِ اتفاق!

گاهی فکر میکنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز به وسیله مردان قبیله دیگر که به دین و آیینِ آنها نیستند کُشته شود!

 

 اگر در عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم اما به زن هایمان اجازه نمی دادیم رانندگی کنند...!

 

اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید!

 

اگر در دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای استاد شجریان از یورِن اینگمَن لذت می بردیم.

 

وقتی همه چیز تا این اندازه می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر واقعیت دارد؟  

 

حالِ شما چطور است فرزندان جغرافیا...؟

سعی کن کسی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد ...

 

از عقیده برایش نگو!

بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد.

از عبادت برایش نگو!

بگذار آن را جلوی چشمش ببیند .

از اخلاق برایش نگو !

بگذار آن را از طریقِ مشاهده ی تو بپذیرد .

از تعهد برایش نگو !

بگذار مردم با اعمالِ تو خوب بودن را بشناسند.

 

 

🔆پاسخ شبهه

 

1⃣این شبهه هر روز بارنگ و لعاب جدیدی تکرار و در بازار مجازی منتشر میشود.

 

2⃣میخواهد بگوید دین و آیین محصول جغرافیای زندگی ماست واقعا با ده ثانیه تفکر نقض آن آشکار میشود هزاران هزار انسانی که در جامعه مسلمین و مسلمان زاده بودند، در مرکز عبادت و ایمان بزرگ شدند و کافر شدند.

صدها هزار نفر در مرکز کفر و فحشا و بی خدایی که مسلمان شدند

 

3⃣ آمار رشد اسلام در اروپا را آیا برایمان گفته اند با اینهمه مقابله و‌هجمه و فشاری که بر مسلمانان روا میکنند!!!

 

اینکه واضح است باطل است.....

 

4⃣اما حق بودن......

 

 آیا این نویسنده احتمالا ضد دین یا بی دین که در پوشش این انشاء درواقع میخواهد ناخودآگاه ضمیر مخاطب را تغییر دهد که نسب به اسلام و دین خود دچار تردید و شک شود.هیچ حقی را قبول دارد!!؟😕

 

5⃣ اصلا آیا حقی در عالم هست یا نه؟مگر میشود حقی در عالم نباشد؟اگر بگوید نیست که می‌پرسیم همین که در عالم حقی نیست آیا این حقیت است !!! خود تو که این را میگویی حقیقت داری یا حق مطلق نیستی !!!!

 

6⃣آیا اینکه دو بعلاوه دو عقلا و ضرورتا میشود چهار مطلق است یا نسبی؟؟؟

 

حالا ملاکی برای تشخیص حق وجود دارد یا نه؟؟؟👌

 

اگر ندارد پس چگونه این حرفها را میزند😐

 چون هیچ ملاکی وجود ندارد و اینهم بداهتاً باطل است و هر عاقلی میداند .که یک سری امور حق و بدیهی هستند و میشود و باید ،بقیه باورها را روی آن اصول بدیهی چید و یک ساختمان منسجم از حقایق ساخت

 

7⃣برای فرار کردن ازحق و القای حرفهایی که ناخودآگاه انسان را به دره ی سفسطه و پوچ گرایی سقوط میدهد باید انشاءهای بهتر و عاقلانه تری بنویسند....

 

اما در آخر گویا نویسنده طبع غزل سرایی و عواطفش فوران می‌کند و چند جمله ی احساسی میگوید ....

 

آیا منظورش چیست؟؟؟

 

8⃣تمام مثالهایش چرا به دین داران بر میگردد!!!!

آیا نویسنده ی خیال باف این متن ، دینی سراغ دارد که راهنما و امامان آن که خود مظهر تام و کامل اخلاقیات و عمل و ایمان هستند گفته باشند:

کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم؛

 

با غیر زبان هآیتان مردم را دعوت کنید.

 

و از حضرت امام علی(ع)چنین حکآیت شده است:

 

9⃣هر کس خویش را پیشوای دیگران قرار داد، باید اصلاح خویش را بر اصلاح دیگران مقدم بدارد و پیش از آن که مردم را با زبان خود دعوت نماید، با سیرت و رفتار خود دعوت کند. کسی که معلم و ادب کننده خویشتن است، به احترام سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی مردم است.۲

 

🔟 اما در آخر باید پرسید گفتن و ترویج حقیقت و ادعای حق بودن برای کسی که به حق رسیده چه تعارض و تضادی با عامل بودن به آن دارد!!

بهتر بود این نویسنده‌ و نویسندگانی از  این قماش و قبیله بجای حرفهای کلی و مغلطه وار باورها و اصول اعتقادی خود را بیان کنند تا معلوم شود کجای کار هستند....

و چند نمونه از افرادی که با دین ستیزی و بی خدایی و انسان پرستی به اوج قله ی انسانیت رسیده اند را برای بشریت معرفی کنند😉.....

 

التماس تفکر

 

#رمضان_زاده

۱- کافی، کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365، ج 2، ص 78.

 

۲- نهج البلاغه، حکمت 73.


تاریخ ارسال پست: جمعه 15 تير 1397 ساعت: 0:43
برچسب ها : ,

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی