close
تبلیغات در اینترنت
نظر دکتر چمران درباره ی دکتر شریعتی

تبلیغات

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    با سلام من مهدی حسین زاده هستم دانش آموزش رشته ی تجربی و سعی دارم در این سایت مطالبی در باره ی شبکه و کامپیوتر و آموزش شبکه بزارم. هدف آینده ی بنده این است که متخصص چشم بشوم و فوق تخصصی قرنیه و سگمان قدامی را دریافت کنم. و از بهترین پزشک ها بشوم و بیمارستان بزنم و به مردمم کمک کنم. معتقدم باید از کودکی انسان عمیق و هدفمند باشد.

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا وبسایت خوب است و استفاده بردید؟






آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 246
    کل نظرات کل نظرات : 40
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 93

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 131
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 72
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 3
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 9
    آي پي امروز آي پي امروز : 13
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 30
    بازدید هفته بازدید هفته : 460
    بازدید ماه بازدید ماه : 1,118
    بازدید سال بازدید سال : 10,378
    بازدید کلی بازدید کلی : 28,539

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.167.112.42
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 27 آبان 1397

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 28 amin925
4 154 egol

نظر دکتر چمران درباره ی دکتر شریعتی

ای علی ؛ کتاب کویر تو  که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد

 

 

#شهید_چمران از دکتر شریعتی می گوید 

 

🔷«...ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.

 

🔶ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم

 

🔶فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود... .»


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 05 تير 1397 ساعت: 22:42
برچسب ها : ,

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی