close
تبلیغات در اینترنت
علم آموزی

تبلیغات

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

    با سلام من مهدی حسین زاده هستم دانش آموزش رشته ی تجربی و سعی دارم در این سایت مطالبی در باره ی شبکه و کامپیوتر و آموزش شبکه بزارم. هدف آینده ی بنده این است که متخصص چشم بشوم و فوق تخصصی قرنیه و سگمان قدامی را دریافت کنم. و از بهترین پزشک ها بشوم و بیمارستان بزنم و به مردمم کمک کنم. معتقدم باید از کودکی انسان عمیق و هدفمند باشد.

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا وبسایت خوب است و استفاده بردید؟






آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 246
    کل نظرات کل نظرات : 40
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 93

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 114
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 72
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 3
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 9
    آي پي امروز آي پي امروز : 13
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 30
    بازدید هفته بازدید هفته : 443
    بازدید ماه بازدید ماه : 1,101
    بازدید سال بازدید سال : 10,361
    بازدید کلی بازدید کلی : 28,522

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.167.112.42
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 27 آبان 1397

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 28 amin925
4 154 egol

راه های اثبات وجود خدا

هر بیننده ای با اندک تاملی در دنیای اطراف خود پی به وجود نظم عظیم در عالم هستی می برد. کشف و اکتشافات در علوم نیز به این امر کمک می کنند. برای مثال به چند نمونه اشاره می کنیم: 1- کره زمینی که در آن زندگی می کنیم با تمام عظمتی که دارد در مقابل مرکز منظومه شمسی یعنی قرص خورشید، به اندازه ای کوچک است که اگر یک میلیون و دویست هزار کره زمین را روی هم بگذارند، تازه به اندازه قرص آفتاب می شود. از سوی دیگر منظومه شمسی ما، جزئی از یک کهکشان عظیم بنام راه شیری است. جالب است بدانیم در کهکشان ما بیش از یکصد میلیارد 000/000/000/100 ستاره وجود دارد که خورشید تنها یکی از ستاره های متوسط آن محسوب می شود. از سوی دیگر در این جهان بزرگ، آنقدر کهکشان وجود دارد که از حساب و شماره بیرون است و هر قدر تلسکوپهای نجومی عظیمتر و مجهزتر می شوند، کهکشانهای تازه ای کشف می شود. بر اساس نظریه نیوتون مبنی بر جاذبه عمومی، قانون جاذبه عمومی به ضمیمه قوه گریز از مرکز به تمام سیارات حکمفرماست و در هر یک از سیارات، این دو قوه به طور متعادل وجود دارد و... و همین نیوتون معروف است که می گوید: «درباره آفریدگار جهان و خداوند هرگز شک نکنید زیرا معقول نیست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور، به تنهایی رهبر وجود باشد....بلکه همه این امور حتما باید از مبدأی سرچشمه گرفته باشد که دارای علم و حکمت و اراده است.» 2- به گفته دانشمندان اگر قشر خارجی کره زمین ده پا ضخیم تر از آنچه هست می بود، اکسیژن یعنی ماده اصلی حیات وجود پیدا نمی کرد یا اگر عمق دریاها چند پا بیشتر از عمق فعلی بود، کلیه اکسیژن و کربن زمین جذب می شد. اگر هوای محیط زمین، اندکی از آنچه هست رقیق تر می بود اجرام سماوی و شهابها دائما به سطح زمین می رسیدند و هر گوشه آنرا مورد اصابت قرار می دادند. کوچکترین ذره عالم، یعنی اتم، خود ساختمانی بسیار شگفت آور دارد که شرح این شگفتیها مجال جداگانه ای می طلبد. بخاطر وجود این همه آیه و نشانه در عالم هستی است که خداوند در قرآن مجید می فرماید:( ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب، مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و رفت شب و روز نشانه های روشنی برای صاحبان خرد و عقل است). مقدمه دوم: تردیدی نیست که هر انسان فهیمی با مشاهده نظم و دقت پی به وجود ناظم می برد و هرگز آنرا ناشی از تصادف نمی داند. برای روشن تر شدن مطلب از راه حساب احتمالات مسأله را تبیین می کنیم. کتاب صد برگی را در نظر بگیرید که اوراقش به هم ریخته است. این کتاب را به نابینایی می دهیم تا اوراق آنرا به صورت تصادفی مرتب کند، روشن است که اولین برگی که به عنوان برگ شماره 1 بر می دارد، احتمال 1 بودن آن یک درصد است. آنگاه برگ دوم را بر می دارد، احتمال اینکه این برگه شماره 2 باشد، یک در 99 است و لذا احتمال اینکه ایندو برگ به ترتیب 1 و2 باشند، حدود یک در ده هزار است. سپس برگ سوم را بر می دارد، احتمال شماره 3 بودن آن یک در 98 است و لذا احتمال اینکه به ترتیب برگ های 1 تا 3 را برداشته باشد، حدود یک در یک میلیون است. و همینطور تا پایان کار در پایان احتمال اینکه کل کتاب به ترتیب چیده شده باشد یک در یک با 200 صفر روبروی آن است! حال شعری زیبا با مضامین بسیار عالی و تشبیهات بسیار لطیف را در نظر بگیرید، آیا هیچ کس به خود اجازه می دهد که بگوید احتمال دارد طفل خردسالی با مدادش صفحه ای را خط خطی کرده باشد و این شعر را پدید آورده باشد؟! وقتی در مورد یک کتاب یا یک شعر نمی توان حضور ناظم را نادیده گرفت آیا امکان دارد جهان هستی با این همه نظم و دقتی که دارد تصادفا و از روی اتفاق پدید آمده باشد و هیچ ناظم و مدبری نداشته باشد؟! بنابر این برهان نظم با زبان ساده و گویای خود برهانی متقن و محکم برای اثبات خداوند است. برهان علمی در جهان سلسله‌ای از روابط علت و معلولی وجود دارد و چون دور و تسلسل محال است باید این سلسله به علت العلل ختم شود. برهان مکان برهان امکان و وجوب از استوارترین برهان‌های اثبات وجود خدا است و در میان فلاسفه ی اسلامی جایگاه بلندی دارد. خلاصه برهان به تقریر طوسی: «اگر موجود (که در تحقق آن شک نیست) واجب‌الوجود بالذات باشد، مطلوب ما ثابت است، و اگر چنین نباشد، مستلزم وجود واجب بالذات است، تا دور و تسلسل لازم نیاید. حدیثی از امام صادق چیزی که نبود، و موجود شده‌است، یا خودش خود را موجود کرده، یا غیر او. اگر خودش خود را موجود کرده باشد، یا در هنگامی که موجود بوده سبب وجود خود شده‌است، یا هنگامی که نبوده. در صورت اول، وجود بخشیدن به موجود، محال است؛ و در صورت دوم باید معدوم، علت وجود شود، و آن هم محال است؛ و اگر غیر او، او را به وجود آورده، اگر غیر آن مانند آن چیز نبوده و موجود شده، حکم او حکم همان چیز است. براهين به طور کلّي بر سه قسمند: 1) برهان اِنّي: که در آن از معلول به علّت پي برده مي شود؛ مثلاً از وجود دود بر وجود آتش استدلال مي شود. اين برهان از نظر منطقي پايين ترين حدّ يقين آوري را داراست. لذا فلاسفه اسلامي،که در پي يقين صد در صدي هستند، در اثبات وجود خدا از آن استفاده نمي کنند؛ ولي متکلمين اسلامي که در صددند متناسب با فهم تمام اقشار بشري، برهان اقامه کنند، از اين قسم برهان نيز استفاده مي کنند. 2) برهان لِمّي: که در آن از وجود علّت بر وجود معلول استدلال مي شود. اين قسم برهان مفيد يقين صد در صدي بوده، خدشه ناپذير است؛ لکن از آنجا که مراد از خدا، واجب الوجود(وجود صرف و بدون علّت) است، اين برهان براي اثبات وجود خدا کاربرد ندارد. 3) برهان از راه ملازمات عامّه: در اين قسم برهان، نه از علّت به معلول پي برده مي شود نه بالعکس؛ بلکه از وجود يکي از دو امر که ملازم يکديگرند بر وجود امر ديگر استدلال مي شود. براي مثال گفته مي شود: اينجا طبقه بالاي ساختمان است؛ طبقه بالا وقتي معني دارد که طبقه پاييني باشد. پس زير اين طبقه، طبقه ي پاييني نيز هست. در اين استدلال ساده، بالا نه علّت پايين است نه معلول آن. بلکه بالا و پايين، همواره باهم بوده، ملازم همند. همه ي براهيني که فلاسفه اسلامي در فلسفه به کار مي برند از اين سنخ اند؛ که يقين آوري آن حتّي از برهان لمّي هم بالاتر است. براهين سطوح بالاي اثبات وجود خدا نيز از اين قسم هستند. برهان نظم 1. جهان داراي نظم است. 2. هر نظمي ناظمي دارد. 3. پس اين جهان ناظمي دارد. مقدّمه اوّل اين برهان، قضيه اي حسّي تجربي است که با پيشرفت علوم، يقيني بودن آن نيز روز به روز افزايش مي يابد. مقدّمه ي دوم نيز براي اکثر مردم روشن است. برهان حدوث 1. جهان حادث(نوپديد) است؛ چرا که جهان، مرکّب از موجوداتي است که همگي سابقه عدم دارند. بنا بر اين، کلّ جهان نيز سابقه عدم داشته حادث است. 2. هر حادثي (پديده اي) محتاج محدثي(پديد آورنده اي) است. 3. پس اين جهان محدث و پديد آورنده اي دارد. برهان حرکت 1. جهان طبيعت سراسر حرکت است و سکون، امري نسبي است. اين قضيه هم در فلسفه ثابت شده هم در علم فيزيک نوين. 2. هر حرکتي، محتاج محرّک(حرکت دهنده) است. 3. خود آن محرّک نيز يا داراي حرکت است يا داراي حرکت نيست. 4. اگر داراي حرکت نيست مطلوب ما ثابت است؛ امّا اگر حرکت دارد باز خود، محتاج محرّک است. 5. باز محرّک او يا فاقد حرکت است يا واجد حرکت. اگر فاقد حرکت است مطلوب ثابت است و الّا باز روند قبلي تکرار مي شود. 6. و چون تسلسل محال است لذا سلسله محرّکها بايد منتهي به محرّکي بدون حرکت شود. 7. پس محرّک بدون حرکت يقيناً وجود دارد که همان خداست. تقرير برهان بدون ابتناء به استحاله تسلسل 1. شکّي نيست که ممکن الوجودهايي هستند. 2. اگر مجموعه ي همه ممکن الوجودها را يکجا فرض کنيم به نحوي که هيچ ممکن الوجودي خارج از اين مجموعه باقي نماند، باز عقل حکم به ممکن الوجود بودن کلّ اين مجموعه خواهد نمود. چون از اجتماع تعداد زيادي ممکن الوجود که همگي محتاج به علّت هستند، واجب الوجود، درست نمي شود. حتّي اگر تعداد اعضاي اين مجموعه بي نهايت باشند باز کلّ مجموعه، ممکن الوجود خواهد بود. 3. پس کلّ مجموعه ي ممکن الوجودها، محتاج علّت است. 4. حال، علّت اين مجموعه يا واجب الوجود است يا ممکن الوجود است. 5. امّا ممکن الوجود نمي تواند علّت اين مجموعه باشد؛ چون طبق فرض ما، همه ممکن الوجودها داخل اين مجموعه هستند و خارج از اين مجموعه، ممکن الوجودي نيست که علّت اين مجموعه باشد؛ پس لاجرم، علّت اين مجموعه واجب الوجود است. براهین دیگر شهید مطهری(ره) در خصوص براهین اثبات وجود خدا و پاسخ این سؤال که: از چه راه و به چه دلیل باید وجود خدا را قبول کنیم؟ بشر چه راهی برای رسیدن به خدا دارد؟ معتقد است که، بشر برای وصول به این مقصود راه هایی را انتخاب کرده است که به طور اجمال راه های بشر برای خداشناسی سه نوع است: الف: راه دل یا راه فطرت. ب: راه حس و علم و یا راه طبیعت. ج: راه عقل یا راه استدلال و فلسفه رسیدن به خدا از راه دل یا راه فطرت خداشناسی فطری هر آدمی است؛ یعنی هر آدمی به مقتضای خلقت و ساختمان اصلی روحی خود، خدا را می شناسد، بدون اینکه به اکتساب و تحصیل علوم مقدماتی نیازی داشته باشد. غریزه خداخواهی و خداجویی نوعی جاذبۀ معنوی میان کانون دل و احساسات انسان از یک طرف و کانون هستی، یعنی مبدأ اعلی و کمال مطلق از طرف دیگر است و انسان بدون اینکه خود بداند، تحت تأثیر این نیروی مرموز قرار دارد. گویی غیر این «من»، یک «من» دیگر نیز در وجود او مستتر است که از خود، نوا و آوازی دارد. دانشمندان روان شناس و روان کاو در قرن اخیر به این حقیقت پی برده اند که انسان در ماوراء شعور ظاهر خویش، شعوری مخفی دارد. گویی در پس این «من» ظاهر، «من» پشت پرده ای نیز وجود دارد. برخی از این دانشمندان چنین فرض کرده اند که عناصر «من» پنهان همه از شعور ظاهر، به باطن گریخته و تغییر شکل داده اند، ولی برخی دیگر به اصالت شعور باطن ایمان و اعتراف دارند و شعور اخلاقی، شعور هنری، شعور علمی، هم چنین شعور مذهبی روان انسان را اصیل و ناشی از سرشت او می دانند. نقطه اصلی ای که راه اهل عرفان را از راه فلاسفه جدا می کند، همین مسئله است. از آنجا که عرفا به نیروی عشق فطری، ایمان و اعتقاد دارند، در تقویت این نیرو می کوشند و معتقدند که باید کانون احساسات عالی الهیِ را تقویت کرد و موانع رشد و توسعه آن را از میان برد و به اصطلاح باید قلب را تصفیه کرد و آنگاه با مرکب نیرومند و راهوار و سبکبال عشق، به سوی خدا پرواز نمود. فلاسفه و متکلمین از راه عقل و فکر و استدلال می خواهند گمشده و مطلوب خود را کشف کنند، اما عارف می خواهد پرواز کند و نزدیک شود؛ فیلسوف می خواهد سر به جیب تفکر فرو ببرد و بیندیشد. عارف می خواهد ببیند و فیلسوف می خواهد بداند. عبادات در شرع مقدس برای پرورش این حس است. و یکی از فلسفه های عبادات همین است. امروزه دانشمندان زیادی هستند که به وجود چنین احساس و شور و عشق و جنبش در عمق روح آدمی، که او را به خدای لایزال پیوند می دهد، ایمان دارند.[2] در قرآن مجید و آثار قطعی پیشوایان بزرگ اسلام دلایل زیادی وجود دارد که مسئله فطری بودن دین و توجه به خدا، سخت مورد توجه بوده است؛ به عنوان مثال یکی از آیاتی که بر فطری بودن دین دلالت می کند، این آیه شریفه است که می فرماید: ((فَأَقِم وَجهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطرَةَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا))[3]؛ «(پس تو ای رسول) مستقیم روی به جانب آیین پاک اسلام آور و پیوسته از طریقۀ دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است، پیروی کن». ب: رسیدن به خدا از راه حس و علم یا راه طبیعت (راه مطالعه در خلقت) قرآن کریم با اصرار و ابرام بی نظیری افراد بشر را به مطالعه در خلقت و ساختمان موجودات به منظور شناخت خداوند راهنمایی می کند. این امر در سیره پیشوایان دین و احتجاجات ائمه اطهار((ع)) اهمیت فوق العاده ای دارد. مسلماً برای عامه مردم بهترین راه شناساندن خداوند از همین راه و مسیر است. رسیدن به این مسیر از سه طریق ممکن است: از طریق تشکیلات و نظامات: یکی از مسائل قابل توجه برای بشر، وجود نظامات و تشکیلات فوق العاده حیرت انگیز در جهان خلقت است. زمین، آسمان، ستارگان، خورشید، منظومه های شمسی، حتی ذرات و منظومه های اتمی، جمادات، نباتات، حیوانات و انسان، همگی دارای یک سلسله نظامات و تشکیلات می باشند. وضع قرار گرفتن اجزای جهان در فاصله های دور و نزدیک نسبت به یکدیگر و وضع «ساخت و کار» و مکانیزم آن ها و نیز «سازواره» و تشکل و ارگانیسم درونی آن ها، نشان می دهد که به خود واگذاشته نیستند؛ بلکه تدبیر و حکمت و قوه شاعری، آن ها را تحت تسخیر و اراده و اختیار خود سازمان داده است. اگر چنین قوه و قدرت قاهر و مسلط و مرید و شاعری نبود، طبعاً هیچ گونه انتظاماتی میان اجزای کوچک و بزرگ جهان نبود. اگر بشر تنها خلقت جسمانی خود را در نظر گیرد، آن را به صورت یک ساختمان فوق العاده مجهز می بیند که هر جزء و هر ذره آن روی حساب، کار گذاشته شده است. لازمۀ نبودن شعور در قوه فاعلی، عدم انتظام و وجود غلط های بی منتهاست ولی می بینم که درست برعکس است؛ هر چیزی در جای خود با توجه به قاعده و اثرش قرار گرفته است.[4] از طریق هدایت و راهیابی: یکی از شگفتی های طبیعت که اندیشه بشر را سخت تکان می دهد، توجه حیرت انگیز اشیا به غایات و اهداف خود و به عبارت دیگر «اصل هدایت و راهیابی» است. شیوه راهیابی اشیا به شکلی است که نظامات داخلی اشیا با همۀ تجهیزات حیرت انگیز آن ها برای این که بتوانند تا این حد با راه و هدف خود آشنا باشند، کافی نیست؛ یعنی اشیا و موجودات در عین اینکه از یک سازمان درونی برخوردارند، نوعی بینش مرموز نیز آن ها را هدایت می کند و آن ها به مدد این بینش، راه خود را به سوی آینده می شناسند. برای مثال یک گلبول سفید خون و یا یک حشرۀ کوچک، چنان با وظیفه و کار خود آشناست که گویی تعلیمات قبلی منظمی دیده است. یک ماشین هر اندازه دقیق ساخته شده باشد، قادر به ابتکار و اختراع و پیدا کردن راه های نو و قادر به منطبق ساختن خود با محیط جدید و ایجاد اعضای جدید و تکمیل آن ها نیست، ولی در اشیا و به خصوص در نباتات و حیوانات چنین چیزی هم مشاهده می شود. این خود نشانۀ دیگری است بر اینکه قوۀ مرموز و نیروی شاعری، اشیا را با شکل مرموزی هدایت و رهبری می کند.[5] قرآن کریم به این اصل در آیات مختلفی اشاره می کند، از جمله آنجا که می فرماید: ((ألَّذِی قَدَّر فَهَدَی))[6]؛ «آن (خدایی) که (هر موجودی را) اندازه گیری معین فرمود، سپس هدایت نمود». هم چنین آنجا که از زبان حضرت موسی(ع) خطاب به فرعون نقل می کند: ((ألَّذِی أعطَی کُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَیً))؛[7]«آن (خدایی) که خلقت خاص هر موجودی را بدو بخشید، سپس او را (بر آن اساس) هدایت نمود». از طریق راه حدوث عالَم: بشر به هر موجودی از موجودات جهان می نگرد، داغ حدوث و تغییر و مربوبیت را در پیشانی او می بیند. در نظر اول که می بیند برخی اشیا «پدیدار» و «حادث» و «متغیر» و «مربوب» و «مسخر»اند، به حکم بدیهی عقل متوجه می شود که نیرو یا نیروهایی هست که این اشیا را می برد و می آورد، می راند و جلو می برد و تحت تسلط و قدرت خویش دارد در این نظر می خواهد برخی حوادث را با برخی دیگر توجیه کند؛ یعنی برخی را پدید آورنده، راننده، جلو برنده، مسلط و مدبر و مربی بعضی دیگر فرض کند؛ ولی تدریجاً متوجه می شود که هرچه در جهان است، چنین است؛ هر چیزی که او را پدید آورنده و راننده، و مدبر و مربی چیز دیگر فرض می کند، می بیند او نیز به نوبۀ خود «پدیدار» و «رانده شده» و «مربوب» است. در این وقت است که تمام جهان را با همۀ اجزا و همۀ روابطی که میان آن ها می باشد، یک واحد پدیدار و یک واحد مربوب می بیند و اینجاست که متوجه می شود که دست قدرت یگانه ای هست که رب العالمین و پدید آورندۀ همۀ پدیده هاست
تاریخ ارسال پست: سه شنبه 27 شهريور 1397 ساعت: 10:7
برچسب ها : ,,

معجزات قرآن

معجزات لفظی قرآن -واژه دین و دنیا در قرآن به طور برابر استفاده شدهاند -به معنای ماه به صورت مفرد » شهر « کلمه ۱۲ مرتبه در قرآن به کار رفته است . -به معنای روز به صورت مفرد » یوم « واژه ۳۶۵ مرتبه در قرآن تکرار شده است. نسبت عمر دنیا به عمر زمین : سوره ی ۵۰ )ق(: آیه ی ۳۸ : *وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ* ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید. سوره ی ۴۱ )فصلت(: آیه ی ۹ : *قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَاد ا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِینَ* بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ اوپروردگار جهانیان است! امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می کنند. این در حالی است که عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است )با تقسیم فاصله ی کهکشان بر سرعت ذاتی آن قادر به تخمین طول عمر جهان خواهیم بود . با این روش می توانیم تخمین بزنیم که در چه زمانی فاصله ی ما تا دیگرکهکشان ها صفر بوده است یعنی لحظه ی( bigbang .) در قرآن آمده که زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. )عمر دنیا ۳ برابر عمر زمین است(.اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه کنیم هیچ کمبودی دیده نمی شود! عمر دنیا ) 13.5میلیارد سال( را بر عمر زمین 4.5) میلیارد سال( تقسیم کنید. جواب ۳ بدست می آید. سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی: سوره ی ۸۶ )طارق(: آیات ۱ تا ۳ : *وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ وَمَا أَدْرَا كَ مَا الطَّارِ قُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ* سوگند به آسمان و کوبنده ی شب! و تو نمی دانی کوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است! در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند. نسبیت عام پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی )پالس ها( رصد می شوند. امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که کسی به جایی می کوبد! )ستاره ی کوبنده(. باور ندارید؟ گوش کنید! قرآن در آسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است. )سیاه چاله ایجاد می کند(. کلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شك نمی گذارد. قرارگاه خورشید : سوره ی ۳۶ )یس( آیه ی ۳۸ : *وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ* و خورشید پیوسته در استقرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست. کلمه ی مستقر به معنی جای ثابت و مشخصی است که شیء در آن قرار دارد و می تواند حرکت کند مستقر آن مرکز منظومه ی شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است و منظومه خورشیدی ما که در یکی از بازوهای کهکشان راه شیری قرار دارد به گرد هسته مرکزی راه شیری می چرخد. )بنا بر علم نجوم زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات به دور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال ۱۵۴۳ به قوت خود باقی بود ولی قرآن خورشید را در استقرارگاه خود )که مرکز منظومه ی شمسی باشد درحرکت بیان کرده است(. مدتی است كه كارشناسان و اقیانوس شناسان كشف كرده اند كه وقتی دو دريا به هم می رسند با يک ديگر تركیب نمی شوند آب دو دريای همسايه )احتمالا( به دلیل وجود نیروی كشش سطحی تركیب نمی شوند . آب درياهای مختلف غلظت های متفاوتی با هم دارند.و كشش سطحی ايجاد می كنند گويی كه ديواره نازكی بین آن دو برپا شده است . در اقیانوس اطلس جريان آب شیرينی وجود دارد كه آن را "گلف استیريم" می نامند، اين جريان عظیم از سواحل آمريکای مركزی حركت می كند ، از اروپا گذر می كند و به سواحل اروپای شمالی می رسد.عرض اين جريان حدود 150 كیلومتر و عمقش حدود 800 متر و سرعتش 160 كیلومتر می باشد و حرارت آن با آبهای اطرافش عمدتا 10 تا 15 درجه تفاوت دارد و در آنجا هزاران كیلومتر آب وجود دارد كه با آبهای اطراف خود مخلوط نمی شوند . اين خصوصیت در بسیاری از درياها مثل خلیج عقبه در مصر)در اين مورد به دلیل تفاوت شیمیايی دو دريا( و بسیاری از رودخانه ها از جمله رودخانه های كشور خودمان نیز وجود دارد . اين پديده اثبات شده در درياری مديترانه و اقیانوس اطلس كه در تنگه جبل الطارق به هم می رسد هم ديده می شود اما به دلايلی مانند دما ، میزان شوری و شیرينی از هم جدا می شوند . در شهر توريستی اسکاگن در دانمارک در جايی كه دريای بالتیک و شمالی به هم می پیوندند اين پديده ديده می شود . در سوره الرحمن آيات 19 - 20 - 21 - 22 به اين موضوع اشاره شده است : مَرَجَ الْبَحْ رَيْنِ يَلْتَقِیانِ ) 19 ( بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِیانِ ) 20 ( فَبِأَیِ آلاءِ رَبِکُما تُکَذِبانِ ) 21 ( يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللِّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22) 19 دو دريا را به گونه ای روان كرد كه با هم برخورد كنند. 20 . اما میان آن دو حد فاصلی است كه بههم تجاوز نمی كنند. 21 . پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مىكنید؟ 22 . از آن دو، مرواريد و مرجان خارج مىشود . بیشترين دلیلی كه باعث وقوع چنین پديده ای می شود غلطت شوری و شیرينی درياهاست كه باعث جلوگیری از تركیب آنها می شود در آيات ديگری از قرآن نیز بطور دقیق به اين موضوع اشاره شده است : سوره مباركه فرقان آيه 53: * و هو الذی مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً *و اوست كسی كه دو دريا را موج زنان به سوی هم روان كرد اين يکی شیرين و آن يکی شور و تلخ است ومیان آندو حريمی استوار قرار داد . سوره مباركه فاطر آيه 12: ومَا يَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُل تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَ رِيِّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلِّ کُمْ تَشْکُرُو نَ اين دو دريا يکسان نیستند: يکی آبش شیرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چیزهايی برای آرايش تن خويش بیرون می كشید و می بینی كه كشتی ها برای يافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد كه سپاسگزار باشید . سوره مباركه "نمل" آيه 61: اَمِّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿ 61 ﴾ آيا شريکانى كه مىپندارندبهتر است[ يا آن كس كه زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوهها را ]مانند لنگر[ قرار داد، و میان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا معبودى باخداست؟ ]نه،[ بلکه بیشترشان نمىدانند. کنون ۲۰ مورد برای نمونه از اعجازهای عددی و ریاضی قرآن که با استفاده از کامپیوتر تاکنون مشخص شده در زیر می آوریم : الف( کلمه )امام( به معنای رهبر و زمامدار الهی به صورت مفرد و جمع ۱۲ بار در قرآن کریم تکرار شده است که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام )ص( از طریق شیعه و سنی مبنی بر اینکه تعداد امامان بعد از ایشان ۱۲ نفر می باشند . برای نمونه یکی از آیات قرآن که کلمه امام در آن آمده است ، سوره یس آیه ۱۲ می باشد و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع نموده ایم » وکل شییء أحصیناه فی امام مبین « . آخرین امام مهدی )ع( که طبق اعتقادات مسلمانان او زنده و غیرقابل رؤیت و در همه جا حاضر است و روزی قدرت جهان را همراه حضرت عیسی )ع( بدست می گیرد . ب( کلمه )شهر( به معنی ماه ، ۱۲ بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد ماههای یکسال است . پ( کلمه )یوم( به معنای روز ، ۳۶۵ بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد روزهای یکسال شمسی است . ت( کلمه )ساعه( ۴۸ بار در قرآن کریم تکرار شده است که در ۲۴ مورد قبل از آن یکی از حروف ذکر شده است و در ۲۴ مورد دیگر قبل از آن حرفی وجود ندارد . بنابراین هر مورد را که در نظر بگیریم مطابق است با تعداد ساعات یك شبانه روز که ۲۴ ساعت می باشد . ث( کلمه )سجد( به معنای سجده کرد و مشتقات آن )در زمان ماضی ، مضارع و امر( برای عاقلان ۳۴ بار تکرار شده است که این عدد برابر است با تعداد سجده های واجب روزانه ، چون روزانه ۱۷ رکعت نماز واجب است و هر رکعت ۲ سجده دارد . ج( کلمه )رجل( به معنای مرد مساوی کلمه )امراه( به معنای زن هر کدام ۲۴ بار آمده است . چ( کلمه )ملائکه( به معنای فرشتگان و کلمه )شیطان( به معنای اهریمن و یا جن هر کدام ۸۸ بار تکرار شده است . ح( کلمه )استعاذه( به معنای پناه بردن و کلمه )ابلیس( به معنای شیطان هر کدام ۱۱ بار به کار رفته است . خ( کلمه )آخرت( به معنای جهان آخرت و کلمه )دنیا( به معنای این جهان هر کدام ۱۱۵ بار تکرار شده است . ژ( کلمه )الحسنات( به معنای خوبی ها و کلمه )سیئات( به معنای گناهان هر کدام ۱۸۰ بار تکرار شده است . د( کلمه )الحیاه( به معنای زندگی وکلمه )الموت( به معنای مرگ هر کدام ۱۴۵ بار تکرار شده است . ذ( کلمه )ارسل( به معنای فرستاد و مشتقات آن ۵۱۳ بار در قرآن کریم تکرار شده است و نام ۲۸ پیامبری که در قرآن از آنها نامی آورده شده است نیز مجموعا ۵۱۳ بار تکرار شده است . ر( کلمه )الرسل( به معنای پیامبران و کلمه )الناس( به معنای مردم هر کدام ۳۶۸ بار تکرار شده است . ز( کلمه )الرغبه( به معنای میل و کلمه )الرهبه( به معنای ترس هر کدام ۸ بار تکرار شده است . ژ( نام مبارك پیامبر اسلام )محمد و احمد( مجموعا ۵ بار در قرآن امده است ) ۴ بار محمد و ۱ بار احمد( و کلمه صلوات که به معنای درود می باشد و بیشتر برای درود فرستادن بر پیامبر و خاندان پیامبر استفاده می شود نیز ۵ بار در قرآن تکرار شده است . س( کلمه )ایثار( به معنای گذشت و فداکاری و کلمه )شح( به معنای بخل و تنگ نظری هر کدام ۵ بار تکرارشده است . ش( کلمه )سرور( به معنای شادی و کلمه )حزن( به معنای غم و اندوه هر کدام ۴ بار تکرار شده است . ص( کلمه )الحر( به معنای گرما و کلمه )البرد( به معنای سرما هر کدام ۴ بار تکرار شده است . ض( عبارت )حزب الله( به معنای یاران خداوند و عبارت )حزب الشیطان( به معنای یاران شیطان هر کدام ۳ بار تکرار شده است . ط( در قرآن کریم به اینکه ۳۰۰ سال شمسی دقیقا برابر ۳۰۹ سال تمام قمری است به صورت مستقیم اشاره شده است . این مطلب وقتی مشخص شد که یکی از علمای دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین )علیه السلام( پرسید : چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب کهف را ۳۰۹ ذکر سال کرده است در حالی که در حاشیه تورات ما این مدت ۳۰۰ سال نوشته شده است ؟ سالهای شما شمسی است ولی سالهای ما قمری است « : حضرت امیر علیه السلام فرمودند » . جالب اینجاست که یکی از اساتید ریاضی این محاسبات را انجام داده که خلاصه قابل فهم آن چنین است : سال شمسی یهود ۳۶۵ روز تمام بوده است . بنابراین ۳۰۰ سال آنها می شود : روز ۱۰۹۵۰۰ = ۳۶۵ × ۳۰۰ در حالی که سال قمری برابر است با ۳۵۴ روز و ۸ ساعت و ۴۸ دقیقه بنابراین ۳۰۹ سال قمری برابر است با : روز ۱۰۹۵۰۰ ]= ۴۸ دقیقه و ۸ ساعت و ۳۵۴ × [ روز ۳۰۹ پس معلوم شد که ۳۰۰ سال شمسی یهود برابر است با ۳۰۹ سال قمری نه یك روز کمتر نه بیشتر . این در حالی است که تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه روز به ۲۴ ساعت و هر ساعت به ۶۰ دقیقه و الی آخر تقسیم نشده بود . و حتی ساعت هنوز اختراع نشده بود . بنابراین حضور هر کلمه در قرآن در مکان خاص و به تعداد معین حادی پیام و مفهوم ویژه ای می باشد که در حقیقت یك نوع از اعجاز و معجزه می باشد . زیرا مجموعه آیات قرآن در مدت نسبتا طولانی ۲۳ سال و در اوضاع و احوال مختلف مثلا گاهی در جنگ و گاهی در صلح ، گاهی در مکه و گاهی در شعب ابیطالب و محاصره گاهی در مدینه و گاهی در سفر و گاهی در شب و گاهی در روز بر پیامبر )ص( نازل می شد و چنین نبود که پیامبر خدا )ص( مانند مؤلفان کتابهای مختلف مدتی در کتابخانه ای خلوت کند و از سر فرصت و فراغت و یا با رجوع به منابع مختلف کتابی بنویسد . كربلايی كاظم ساروقی ) ۱۳۰۰-۱۳۷۸ ق(، مرد بیسوادی بود که ناگهان حافظ قرآن کریم شد. او کشاورزی ساده و بیآلایش بود که ظاهرا به سبب حساسیت در پرداخت به موقع سهم فقرا ( زکات ) از محصولاتش، مورد عنایت قرار گرفته و به نحوی معجزهآسا حافظ کل قرآن شده بود به گونهای که سورههای قرآن را نه تنها از ابتدا بلکه از انتهای آنها قرائت میکرد و در عین اینکه سواد خواندن و نوشتن نداشت کلمات قرآن را بیدرنگ در لابلای دیگر متون تشخیص میداد . کربلایی کاظم به وسیله علما و بزرگان بسیاری مورد آزمایش قرار گرفت و حفظ شگفتآور وی از سوی آنها تایید شد . محل دفن چندین ( » هفتاد و دو تن « وی یك روز عصر بعد از کار روانه روستا شد و به باغ امامزاده مشهور به امامزاده از جمله دو امامزاده به نام شاهزاده جعفر و امامزاده عبیدالله صالح ) رسید و برای استراحت روی سکویی در کنار در امامزاده نشست. ناگهان دید دو جوان بسیار زیبا و جذاب نزدش میآیند و به او میگویند: نمیآیی برویم در این امامزاده فاتحهای بخوانیم؟ محمدکاظم پذیرفت و با آنها داخل شد. آنها اول به امامزاده جلوتر وارد شدند و فاتحهای خواندند و سپس به امامزاده بعدی رفتند و مشغول خواندن چیزهایی شدند که محمدکاظم نمیفهمید. در اینجا وی متوجه شد که در اطراف سقف امامزاده کلمات روشنی نوشته شده است و یکی از آن دو نفر به او میگوید:چرا چیزی نمیخوانی؟ بقعه امامزادگان هفتاد و دو تن روستای ساروق محمدکاظم گفت: من ملا نرفتهام و سواد ندارم . او میگوید: باید بخوانی، آنگاه دست به سینه او گذاشت و کمی فشار داد . محمدکاظم گفت: چه بخوانم؟ آن شخص آیهای را خواند و گفت: اینطور بخوان . محمدکاظم آیه را خواند و برگشت که به آن آقا حرفی بزند و یا چیزی بپرسد ولی دید هیچکس همراهش نیست و خودش تنها در داخل حرم ایستاده و ناگهان دچار حالت مخصوصی میشود و بیهوش روی زمین میافتد . هنگامی که به هوش میآید احساس خستگی شدید میکند و ضمنا به این فکر فرو میرود که اینجا کجاست و او در اینجا چه میکند؟ و سپس از امامزاده بیرون میآید و بار علوفه و گندم را برمیدارد و روانه دهکده میشود، ولی در میان راه متوجه میشود که دارد چیزهایی میخواند و آنگاه داستان آن دو جوان را به یاد میآورد و خود را حافظ همه قرآن مییابد . وقتی به مردم برخورد میکند از او میپرسند کجا بودی؟ او چیزی نمیگوید و بیدرنگ نزد پیشنماز روستا به نام حاجآقاصابر اراکی میرود و داستان خودش را هم میگوید. پیشنماز بدو میگوید: شاید خواب دیدهای شاید خیال میکنی؟ محمدکاظم میگوید: خیر، بیدار بودم و با پای خودم به امامزاده رفتم و همراه آن دو نفر چنین و چنان شد، و حالا هم همه قرآن را حفظ دارم. پس از آن پیشنماز، قرآن میآورد و آیات مختلف و چند سوره بزرگ را از او میپرسد و او همه را از برمیخواند. مردم دهکده دور او جمع شدند تا ببینند حاجآقاصابر در این باره چه میگوید. حاجآقاصابر پس از امتحانات فراوان، به زبان محلی جملهای میگوید که معنیش این است: کارش درست شده، و یك مسأله مهمی برایش پیش آمده، و نظر کرده شده است « ]۳...».[ هنگامی که داستان او از محل زندگیش به جاهای دیگر نقل شد او را به شهرهای ایران مانند ملایر، تویسرکان، همدان، کرمانشاه، کنگاور، تهران، قم، مشهد و نیز کاظمین و کربلا و نجف و کویت و حجاز بردند تا مسلمانان و غیرمسلمانان از نزدیك او را ببینند و با دیدن این معجزه زنده، ایمانشان به جهان غیب محکمتر شود . شهید نواب صفوی در جاهای مختلفی کربلایی کاظم را به همراه خود میبرد و در تمام مجالس او را به عنوان معجزه الهی معرفی نموده و در عرشه منبر مینشاند و از حضار در مجلس میخواست تا از او در زمینه معجزهاش سؤال کنند و خبرنگاران روزنامه و مجلات داخلی و خارجی را برای مصاحبه با او و مخابره معجزهاش به تمام دنیا دعوت نمود__ ادبیات و قافیه بندی قرآن نسبت فاصله ی مکه تا قطب جنوب به فاصله ی آن تا قطب شمال دقیقا برابر ۱٫۶۱۸ است. علاوه بر این نسبت فاصله ی قطبین به فاصله ی مکه تا قطب جنوب بار دیگر برابر ۱٫۶۱۸ است. فاصله ی مکه تا قطب جنوب=۱۲۳۴۸٫۳۲ کیلومتر فاصله ی مکه تا قطب شمال=۷۶۳۱٫۶۸ کیلومتر معجزه هنوز کامل نشده است، با توجه به نقشه ی عرضی و طولی زمین که توسط انسان ها طراحی شده نقطه ی نسبت طلایی زمین در مکه است. نسبت فاصله ی غرب این نقشه تا مکه به فاصله ی شرق آن تا مکه باز برابر ۱٫۶۱۸ می باشد. علاوه بر این ، نسبت فاصله ی شرق تا غرب این نقشه به فاصله ی غرب نقشه تا مکه با کمال شگفتی باز برابر ۱٫۶۱۸ می باشد. در خانه اگر به اینترنت دسترسی داشته باشید به راحتی به وسیله ی نرم افزار گوگل ایرث می توانید به طور دقیق فاصله ی بین دو نقطه را بدست آورید. اگر بخواهید می توانید درستی این گفته ها را از این طریق و با استفاده از یک ماشین حساب ساده بررسی کنید. برای این کار از ابزار خط کش گوگل ایرث استفاده کنید و روی نقطه ی مبدأ و سپس روی نقطه ی مقصد کلیک کنید، در کادری که باز است فاصله را به کیلومتر خواهید دید. فی ماتریکس یک نرم افزار آمریکایی برای نشان دادن نسبت طلایی عکس ها و نقاشی ها می باشد. اگر در این نرم افزار نقشه ی کامل طولی و عرضی زمین را با کیفیت بالا باز کنیم خواهیم دید که شهر مکه را به عنوان نقطه ی نسبت طلایی انتخاب می کند. معجزه ادامه دارد… در قرآن کریم یک آیه ی منحصر به فرد وجود دارد که شامل لغت مکه و یک اصطلاح است که به روشنی شهادت می دهد که همانا در این شهر آیاتی است که به انسان ایمان می بخشد. رابطه ی شهر مکه و نسبت طلایی در سوره ی آل عمران آیه ی ۹۶ به روشنی مشخص می شود. إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِینَ ( نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکّه است، که پر برکت، و مایه هدایت جهانیان است. تعداد کل حروف این آیه ۴۷ حرف می باشد. با توجه به نسبت طلایی به این نتیجه می رسیم: حال اگر از اول آیه شروع به شمارش حروف بکنیم خواهیم دید که تا آخر کلمه ی مکه ۲۹ حرف وجود دارد. یعنی نسبتی که موقعیت مکه در زمین را دارد، در این آیه حاکم است و آن نسبت برابر همان نسبت طلایی است. علاوه بر این، اندازه گیری هایی که توسط پرگار نسبت طلایی که به پرگار لئوناردو نیز شناخته می شود روی نقشه ی عربستان انجام شده به نتایج جالبی رسیده ایم که عبارت است از اینکه مکه در نقطه ی نسبت طلایی عربستان واقع است و کعبه نیز در نقطه ی نسبت طلایی مکه قرار دارد. این نسبت ها به هیچ عنوان نمی توانند تصادفی باشند. همه ی این شواهد نشان می دهند که خالق دنیا و ریاضیات خدای واحدی است، خالق کعبه و کسی که قرآن را بر پیامبرش محمد مصطفی (ص) نازل کرد. *لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ*؛ نه خورشید را سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشى جوید و هر کدام در سپهرى شناورند. به قسمت پایانی آیه یعنی به « کل فی فلک » توجه فرمایید. معنای این عبارت این است که « همه چیز در گردش است». اولین نکته : شما هم متوجه نکته علمی این عبارت شدید؟ خوشبختانه امروزه ؛ با پیشرفت و دستاورد های علمی دیگر بر کسی پوشیده نیست که واقعا همه چیز در حال گردش است! به عنوان مثال میتوان به گردش سیارات منظومه شمسی به دور خود و خورشید اشاره کرد. گردش ماه در اطراف زمین ؛ ویا در مقیاس بسیار کوچیکتر به گردش الکترون به دور هسته اتم هم همینطور! دومین نکته: حالا برسیم به ویژگی زیبای لفظی قرآن، در این آیه! عبارت « کل فی فلک » را از انتها به ابتدا بخوانید. دوباره دقیقا همون « کل فی فلک » شد!! یعنی خود آیه هم در گردشه! نسبت خشکی و آب میدانیم کره زمین را ؛ ۷۱ درصد آب ها و دریاها تشکیل میدهند و ۲۹درصد آنرا خشکی ها تشکیل داده اند. که این موضوع با یک تحقیق ساده از کتب جغرافیایی و یا فضای مجازی به راحتی قابل تشخیص است. در کتاب خدا , قران کریم، واژه خشکی ترجمه کلمه البر(۱۲بار) و یَابِسٍ(۱بار) دقیقا ۱۳ بار تکرار شده است. و همچنین واژه بحر به معنای دریا در قرآن کریم 32 بار تکرار شده است. توجه فرمایید فقط کلمه "بحر" مد نظر ماست. لطفا به تعداد تکرار که بالای سایت فوق ذکر شده اعتنایی نکنید و خود اقدام به شمارش فرمایید. حالا این دو عدد را جمع میکنیم: ۱۳ + ۳۲ = ۴۵ حال با یک درصد گیری بسیار ساده : درصد خشکی های زمین : ۱۳ ضربدر ۱۰۰ تقسیم بر ۴۵ = ۲۸٫۸۸۹ درصد درصد آب های زمین : ۳۲ ضربدر ۱۰۰ تقسیم بر ۴۵ = ۷۱٫۱۱۱ درصد وحال : کل آبها و دریاها + خشکی ها = کره زمین یعنی همان صددرصد پس : ۷۱٫۱۱۱ + ۲۸٫۸۸۹ = ۱۰۰
تاریخ ارسال پست: سه شنبه 03 مهر 1397 ساعت: 9:10
برچسب ها : ,,,

چرا خلقت آسمانها و زمین در 6 روز انجام شده است؟

اینکه خداوند میتواند هر چیزی را در آن واحد بوجود بیاورد، چرا خلقت آسمانها و زمین را در شش دوره انجام داده و این همه طول کشیده است؟ آیا از خلق در آن واحد ناتوان بوده است؟

 

🔆 پاسخ شبهه:

 

 

1⃣شعار اول اسلام ستیزان، خرد ورزی می باشد! ولی وقتی به شبهاتشان نگاه می کنیم چیز دیگری می بینیم!

واقعا چه نکته ی گنگ و حل نشده ای در این شبهه وجود دارد!؟

 

2⃣شخصی یک ماشین دارد، او می تواند در عرض 10 دقیقه به محل کارش برود، ولی ترجیح می دهد، این مسیر را در 20 دقیقه طی نماید و آرام تر حرکت کند

آیا او به نسبت رسیدن در 10 دقیقه ناتوان شده است! خیر، زمانی که خودش این طور دوست دارد! چرا باید چنین ادعایی داشته باشیم، اصلا نمی دانم این چه ربطی به ناتوانی دارد!

 

@GhararGahShayeat

3⃣لیس کمثله شی و هو سمیع البصیر

این مثال فقط برای آماده شدن ذهن شما عزیزان بود وگرنه هیچ چیزی شبیه خداوند متعال نیست، بله پروردگار مقتدر توانایی ساخت دنیا در یک «کن فیکون» را دارد، ولی خود اینطور نخواسته است و کارهایش را طبق آنچه صلاح می داند انجام می دهد، مخالفان باید بدانند که انجام فعالیت های حکیمانه به معنای ناتوانی نیست.

 

4⃣قبلا هم توضیح داده ایم، اینکه خداوند متعال سرنوشت نهایی ظالمان را به سرای آخرت موکول نموده، آیا صفت عادل بودن ایشان زیر سوال می رود؟ به هیچ عنوان، خداوند کارهایش را از روی حکمت و صلاح دید انجام میدهد نه احساسات افراد و بهانه های ناباوران...


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 07 مرداد 1397 ساعت: 1:29
برچسب ها : ,

چرا با وجود فواید شراب، حرام است؟

امروزه دانشمندان فواید زیادی برای مصرف شراب یافته اند فقط باید در مصرف آن زیاده روی نشود. اینجاست که آموزه های قرآن زیر سوال میرود.

 

 

🔆پاسخ شبهه:

 

 

1⃣در پاسخ به این شبههٔ بی اساس تنها به گزارشی که اخیرا کانال بی بی سی منتشر کرده اکتفا میکنم؛

 

2⃣براساس تحقیق مهمی که بتازگی انجام شده حتی یک نوشیدنی الکلی در روز می‌تواند باعث کوتاهتر شدن عمر شود.

 

بررسی ۶۰۰ هزار نفری که هر روز نوشیدنی الکلی می‌نوشند، نشان داد که مصرف ۵ تا ۱۰ نوشیدنی الکلی در هفته احتمالا عمر شخص را تا شش ماه کوتاه می‌کند.

 

براساس این تحقیق، با افزایش مصرف، کاهش عمر بیشتر می‌شود و کسانی که ۱۸ نوشیدنی الکلی یا بیشتر در هفته می‌نوشند این کاهش عمر تا ۵ سال خواهد بود.

 

@GhararGahShayeat

3⃣برای این تحقیق که در نشریه لنست منتشر شده، دانشمندان وضعیت سلامت و عادات مصرف کنندگان الکل در ۱۹ کشور را مقایسه و حساب کردند اگر کسی از چهل سالگی به بعد به همین ترتیب به مصرف الکل ادامه دهد چقدر از عمرش کاسته می‌شود.

 

4⃣پیش از این تحقیقی که در دانمارک انجام شده نشان داده بود که مصرف سه یا چهار نوبت الکل در هفته می تواند با خطر بروز دیابت نوع دوم مرتبط باشد.

 

5⃣به گفته کارشناسان بررسی‌های گسترده این ایده را که مصرف متعادل الکل می‌تواند برای سلامت ما مفید باشد را به چالش کشیده است.

 

تحقیقات پیشین حاکی از این بود که شراب قرمز ممکن است برای قلب خوب باشد هر چند که برخی از دانشمندان بر این باورند که در فواید الکل بیش از حد اغراق شده است. 

 

تیم چیکو، پروفسور و متخصص قلب در دانشگاه شفیلد که در این تحقیق همکاری نداشته معتقد است که این تحقیق کاملا مشخص کرده که مصرف الکل تاثیر مثبتی بر سلامتی ندارد. پایان.

 

 

6⃣قرآن کریم با بیان اینکه شراب ممکن است مقداری فایده داشته باشد، اما به دلیل مضرات آن، به طور مطلق از خوردن شراب نهی میکند؛

 

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا (بقره/۲۱۹)

 

بنابراین باز هم اعجاز علمی #قرآن اثبات میشود.


تاریخ ارسال پست: شنبه 06 مرداد 1397 ساعت: 0:46

رفتم اون دنیا خدا ازم پرسید: وقتی همسایه ات گرسنه بود کجا بودی؟

رفتم اون دنیا خدا ازم پرسید: وقتی همسایه ات گرسنه بود کجا بودی؟ 

منم گفتم: خودت کجا بودی؟!

 

 

 

🔆پاسخ شبهه:

 

 

1⃣خداوند به جای کمک مستقیم، #اندیشه_ی_کمک به فقرا را فرستاده است؛  تا بوسیله ی آن همه ما انسانها مورد آزمایش قرار بگیریم

 

@GhararGahShayeat

2⃣حتی این اندیشه را اجباری نموده و تا جایی که مشاهده می کنیم #زکات؛ جزو #واجبات و بالاتر از آن جزو #ارکان_اسلام می باشد.

 

@GhararGahShayeat

3⃣متاسفانه عده ی انتظار دارند؛ کماکان پول هایشان (یا پول های ثروتمندان) در حساب های بانکی محبوس بماند و چیزی به فقرا ندهند؛ از آن طرف تمام تقصیر ها و کوتاهی ها هم به خداوند متعال بازگردانده شود!!!

 

4⃣اما همانگونه که بارها ذکر کرده ایم؛ #قرار_نیست خداوند منان برای کسی از آسمان ها پول و غذا بفرستد و انسانها هم در خانه بنشینند و کاری نکنند... (چه فقیر برای تلاش و چه ثروتمند برای بخشش)

 

وقتی که #قرار_نیست؛ چنین #انتظاری چه معنایی دارد!

 

 


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 02 مرداد 1397 ساعت: 1:28
برچسب ها : ,

آیا رسول خدا همسر باکره ای غیر از خدیجه نداشتند؟

متن شبهه: رسول خدا همسر باكره اي غير از #عایشه نداشته است و در باره خديجه گفته اند: وي #قبل از رسول خدا با دو نفر به نامهاي عتيق بن عبد الله مخزومي و ابوهاله تميمي #ازدواج كرده بود و فرزنداني از آنان نيز داشته است. 🔆پاسخ شبهه: اين سخن به اعتقاد برخي از بزرگان شيعه قابل #قبول نيست؛ زيرا بخش زيادي از اين قبيل سخنان را طراحان سياست با هدف زدودن هاله قداست و پاكي از رحم بانوي كه #ظرف وجود كوثر قرآن، فاطمه زهرا است ساخته اند و لذا دقت در اين موضوع و نقد سخنان موجود در منابع تاريخي و حديثي شك و شبهه را از بين مي برد. ابو القاسم اسماعيل بن محمد اصفهاني از #دانشمندان اهل سنت تصريح مي كند كه حضرت خديجه سلام الله عليها، باكره بوده است. @GhararGahShayeat 1⃣حضرت #خديجه، زني باكره، داراي اعتبار و مال بسياري بود، كاروان تجاري اش را به سوي شام مي فرستاد و كاروان او به اندازه تمام كاروان قريش بود. 📚الأصبهاني،دلائل النبوة، ج 1 ص 178 ✅دومین سند تاریخی 2⃣مورخان و محدثان شيعه و سني بر اين مطلب اتفاق دارند كه كسي از بزرگان، اشراف، رؤسا و #جوانمردان قريش باقي نماند؛ مگر اين كه از حضرت خديجه #خواستگاري كرد و ازدواج با ايشان را آرزو مي كرد؛ اما خديجه كبري دست رد بر سينه همه آن ها زد؛ ولي وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله با او ازدواج كرد، تمام زنان قريش از او فاصله گرفته و رفت و آمد با وي را ترك كردند و گفتند: تو پيشنهاد #سران قريش را رد كردي و تن به همسري كسي دادي كه فقير است و مال و ثروتي ندارد؟! 📚الكوفي،كتاب الاستغاثة، ج1، ص70
تاریخ ارسال پست: یکشنبه 31 تير 1397 ساعت: 14:0

اگر افراد از کودکی در محیط آزاد باشند در بزرگسالی تحریک نمی شوند

 اگر افراد از کودکی ‌در محیط آزاد رشد کنند در آینده با دیدن زنان بی حجاب تحریک نمیشوند و نگاه جنسی به زن را دین به وجود آورده است . همچنین میگویند هنر این است که اگر زنی بی حجاب بود خود افراد به خودشان اجازه ندهند مزاحم او بشوند و به او نگاه جنسی داشته باشند و نباید برای اینکه مردها بتوانند خود را کنترل کنند زن را محدود کرد.

 

 

🔆 پاسخ شبهه

 

 

🔮نگاه جنسی مرد به زن و زن به مرد را خداوند متعال در خلقت به وجود آورده است و در دین نیز احکام سلامت این جاذبه را بیان نموده است . خلاصه برای اینکه از سویی زن را وادار به خودزنی کنند تا زیبایی ‌ها و جاذبه‌ های جنسی ‌اش در کوچه و خیابان و محل کار به صورت رایگان در معرض دید مردمان #بوالهوس قرار دهند ، و از سویی دیگر فساد را ترویج کنند ، همه چیز میگویند . هر چند که خودشان هم قبول نداشته باشند.

 

1⃣اگر "چنانچه کودک در محیط آزاد رشد کند ، در آینده با دیدن زنان بدحجاب تحریک نمیشود" که ظلم به آن کودک و به بالتبع جامعه مردان و زنان است . چرا که سبب بیماری او شده ‌اند . سلامتی در این است که مرد با دیدن بدن زن و جاذبه ‌های جنسی زن تحریک شود و اگر کسی تحریک نمیشود ، (مسئله دین یا بی ‌دینی نیست ، بلکه) حتماً باید به پزشک مراجعه کند . پس اگر استدلال این است ، باید از زنان بخواهند تا به شدت حجاب خود را رعایت کنند تا مبادا مردان از همان کودکی از مردی بیافتند و در سنین بلوغ و بعد از آن نیز با دیدن بدن زن تحریک نشوند.

 

2⃣آیا در آمریکا و اروپا که کودکان از همان سنین کودکی همه چیز میبینند و نه تنها بد حجابی ، بلکه نیمه عریانی و عریانی نیز برایشان عادی است ، کشش و تحریک جنسی پسران و مردان تعطیل شده است و دیگر با دیدن زیبایی ‌ها ، بدن نیمه عریان ، جاذبه‌ های سکسی زنانه و ... تحریک نمیشوند ؟! مثلاً وقتی یک دختر آن چنانی میبینند ، گویا یک درخت یا خودرو یا گربه‌ ی رهگذر دیده ‌اند ؟! پس چرا فساد و فحشا و تجاوز (حتی به کودکان) ، در آن دیار به مراتب بیشتر از همه جاست ؟!

 

3⃣اینکه من لخت میشوم ، تو نبین ؛ من صدای موزیک در خانه یا خودرو را زیاد میگنم ، تو نشنو ؛ من مست میکنم ، به تو چه ؛ من دوست دارم در خیابان دست در کمر دیگری راه روم ، به بقیه چه ربطی دارد ؛ دلم میخواهد با سگم بچرخم به کسی چه ربطی دارد و ...، نه تنها تبلور آزادی نیست ، بلکه عین دیکتاتوری و ضایع کردن حقوق دیگران است.

 

@GhararGahShayeat

4⃣اگر چشم همه چیز میبیند ، پس همه چیز باید ضمن زیبایی ، سالم نیز باشد ، نه اینکه بگویند : اگر شما نمیپسندی ، نگاه نکن . در کشورهای پیشرفته ، این امر را در ساختمان‌ سازی ، خودرو سازی ، ترافیک ، صدای بوق خودرو ، تمیزی دیوار های شهر ... و هر چیزی که به حقوق مردم [از دیداری ، شنوایی ، بویایی ، لمسی و ...]، رعایت میکنند و برای تخلف از آن نیز جریمه ‌های سنگین چند هزار یورویی یا دلاری به انضمام دو ماه تا دو سال زندان گذاشته ‌اند ، و نامش هم مدرنیته و دموکراسی است ، نه زور ، اجبار ، دیکتاتوری و ... ؛ چطور شد به مسئله "زن" که میرسد ، دیگر نه سلامت شرط است و نه امنیت و نه فرهنگ و نه هیچ چیز دیگری ، و میگویند : یا نگاه نکن ، یا تحریک نشو و یا هر کاری که دلت خواست بکن ؟

 

@GhararGahShayeat

5⃣دقت شود که #حجاب_زن ، یا بد حجابی او ، قبل از هر شخص یا جامعه‌ ای ، به خودش منفعت یا ضرر دارد . اوست که خود را تحقیر میکند و در معرض نگاه شهوت آلود رهگذران قرار میدهد تا رایگان استفاده کنند ؛ اوست که خود را در معرض هوس‌ ها قرار میدهد و در نهایت نیز به دام یا مهلکه می ‌افتد . اما با تبلیغات به او القا میکنند که این یعنی "آزادی و هنر" . لذا اینگونه به استثمارش میکشند ؛ به خود زنی وادارش میکنند و بدون هیچ جیر و مواجبی به بیگاری جنسی ‌اش میکشانند . و البته شیاطین بزرگ ‌تر ، بهره ‌های اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و ... بیشتری نیز میبرند .

 

6⃣خداوند متعال در قرآن کریم ، از سویی به زن و مرد ، امر به تقوا ، تزکیه ، حجاب ، عفاف و سایر صفات کمالیه نموده است و از سوی دیگر ، به مرد و زن امر کرده است که چشم از نامحرم فرو بندند . چرا که معنا ندارد یک طرف مجاز باشد جاذبه‌ های جنسی خود را در معرض دید عموم قرار دهد و همه را تحریک کند و به طرف دیگر بگویند : تو نگاه نکن یا خودت را کنترل کن تا تحریک نشوی . مثل این است که هوا را آلوده کنند و بگویند : تو نفس نکش و یا بیمار نشو . ( نور / 30 و 31)

 

7⃣دستور العمل‌ های شخصی و اجتماعی، باید معقول و حکیمانه باشد تا شخص و جامعه رشد کنند و به تعالی و رفاه برسند ؛ نه شعاری و ژورنالیستی و البته توأم دروغ و حیله.


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 31 تير 1397 ساعت: 0:57

آیا واقعا معجزه ای وجود نداشته؟

معجزه ای وجود نداشته، اینکه کوری و فلجی شفا داده میشه همش الکیه وگرنه چرا نمیگن کسی که دستش قطع شده دوباره دستش در اومده.

 

 

🔆 پاسخ شبهه:

 

 

1⃣ معجِزَه، اسم فاعل از ریشه "ع ج ز" و به معنای کاری است که دیگران را عاجز می‌کند. در اصطلاح دینی و کلامی به کار خارق‌العاده‌ای گفته می‌شود که همراه با ادعای نبوت و مبارزه طلبی است و کسی توان مقابله با آن را ندارد.

 

2⃣درباره اینکه بنیان معجزه، بر چه مبنایی بنا شده است، مورد بحث های مفصل کلامی است؛ مختصرا عرض می شود که بنیان معجزه، بر مبنای علم و علمی است. به عبارت واضحتر آنکه، آن عملی که در معجزه صورت می گیرد، طبیعتا و عادتا انجام خواهد شد؛ اما نیاز به شرایط و لوازمی دارد زمان و مکان خاصی را می طلبد که انجام شدن آن در یک لحظه و در یک آن، ممکن نیست و عادی نمی باشد.

 

3⃣ بنابراین، بینا شدن یک نابینا، راه افتادن یک فلج، جاری شدن آب از سنگ و ... همگی شدنی هستند، اما نیاز به شرایط و لوازم و البته زمانی طولانی دارد که معجزه گر، این عمل را در یک لحظه انجام خواهد داد. برخلاف ساحر که سحرش، این خواص را ندارد و از جهل مخاطب استفاده می نماید.

@GhararGahShayeat

 

 

4⃣ اما آیا معجزات وجود داشته اند. برای علم پیدا کردن به این قبیل قضایاء، ابتدا باید تاریخ را بررسی کرد. در تاریخ مکررا از معجزات پیامبران یاد شده است. تاریخ هایی که احتمال دروغ بودنشان منتفی است.

 

5⃣راه دوم برای علم به وقوع معجزه، بررسی آثار آن است، برخی معجزات آثار بخصوصی از خود به جای گذاشته اند؛ از جمله معجزه شکافته شدن دریا، کشتی نوح، شق المقر و ...

 

6⃣ راه سوم، خود معجزات هستند، برخی از معجزات پیامبران، هم اکنون نیز در دست ماست و ما می توانیم آن را بررسی کنیم. از جمله آنها ادعاهای تاریخی و پیش بینی های انبیاء بوده است. و همینطور قرآن کریم که معجزه زنده کنونی است.

 

7⃣ راه های دیگری نیز برای علم به تحقق معجزه وجود دارد که از بیان همه آنها معذوریم.

 

8⃣ با این مقدمه، مشخص می شود که شفاء پیدا کردن کور و یا فلج ها و ...، معجزه مصطلح نیستند، بلکه مسامحتا گفته می شود، معجزه تحقق یافته.

 

9⃣ دراینباره نویسنده متن، شفاء پیدا کردن کور و فلج را منکر می شود، در حالی که تجربه ثابت نموده است که این اتفاق، صورت گرفته و می گیرد. پزشکان بارها از کلمه معجزه در درمان استفاده می کنند؛ هر چند علم پزشکی، علمی است تجربی و نقاط پوشیده بسیار دارد؛ اما مسائل متعددی در آن تحقق می یابد که هیچ توجیه علمی (حداقل برای امروز) ندارد. هرچند شاید ادعا شود، امروز علم پزشکی برای آن توجیه ندارد، و شاید در آینده توجیه برایش پیدا شود؛ اما این تنها یک احتمال است و با احتمال نمی توان اعتقاد پیدا کرد.

 

 

🔟 اما چرا دست قطع شده، نمی روید؟

 در پاسخ این سوال، می گوییم سابقا گفته شده است که؛ معجزه از راه علم صورت می گیرد ولی بدون در نظر گرفتن شرایط و لوازم و زمان و مکان. بنابراین، رویدن دست، چون اساسا تحقق نمی یابد و شدنی نیست؛ پس به عنوان معجزه نیز محال عقلی است.

 

 بله، در تاریخ از پیوند دست قطع شده به بدن، به عنوان معجزه اشاره شده است، همینطور گزارش هایی در علم پزشکی از پیوند دست قطع شده به بدن، به صورت امری معجزه آسا یاد شده است. اما رویدن دست از بدن؛ محال عقلی است.


تاریخ ارسال پست: شنبه 30 تير 1397 ساعت: 23:52
برچسب ها : ,

آیا نماز خواندن ما برای خدا فرقی میکند؟

متن شبهه:

 

 

برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه ! برایش روزه بگیری یا نه !

فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی ! اما اینها برای من و تو فرق می کند .

و این فرق زمانی شروع شد که من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم ،من گفتم من با ایمان ترم تو گفتی من!

و فراموش کردیم که خدای هر دویمان یکی ست فقط راه اتصالمان به او فرق دارد.

به راه های اتصالی یکدیگر به خدا دست نزنیم ! اجازه بدهیم هر کس به گونه ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما!

خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت.

 

🔆پاسخ شبهه:

 

 

🔮کلامی زهرآگین در ادبیاتی زیبا و فریبنده

 

1⃣آری برای خدا فرقی ندارد.. کفر و ایمان تو. گناه تو به خدا ضرر نمیرساند و عبادتت هم برای او نفعی ندارد. که فرمود: إِن تَکْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنکُمْ » (زمر 7). یعنی: «اگر کفر ورزید، بدانید که‌ خدا از شما بی‌نیاز است»

 

2⃣اما برای خدا فرق دارد که اهل ایمان چگونه عبادتش کنند.. راه اتصال را اوست که مشخص میکند.. نه من و تو.. 

او خود فرمود که "دین در نزد خدا اسلام است" (آل عمران/19) و "کسی که جز اسلام، راهی بجوید، از او قبول نمیشود و در قیامت از خاسرین و زیانکاران است" (آل عمران/85)

او خود فرموده برای عبادتم، #نماز بخوانید.. (طه، 14))

و #ایمان و #عمل_صالح، دو بال #اتصال به خدا هستند.. (سوره عصر1-3) 

و خود فرموده، راه و الگوی ما "رسول الله" است. (احزاب21) 

 

@GhararGahShayeat

3⃣آن خدا که تو متناسب با خواسته هایت ساخته ای، خدای #حقیقی نیست. خدای #مصنوعی است.. 

خدای حقیقی را باید فرمان بری و خدای مصنوعی تحت فرمان توست.. که خودش و راه اتصالش، هر روز با هوس تو تغییر میکند.. پس او که طبق میل خود می پرستی، "خدا" نیست، "خود" است.

بهشت هم پاداش اندکی است برای اهل #عبادت.. و عاشق عارف بدنبال فوز عظیم و #رضایت اوست. (مائده 119)


تاریخ ارسال پست: جمعه 29 تير 1397 ساعت: 22:55
برچسب ها : ,

سهو امامان در نماز

 متن شبهه:

 

یکی از شبهاتی که از طریق شبکه های شیعه ستیز در فضای مجازی منتشر شده است شبهه سهو امام معصوم در نماز با استناد به روایتی شاذ از بحارالانوار علامه مجلسی(ره) می باشد. مضمون روایت بدین شرح است: راوی از امام جعفر صادق(علیه‌السلام) در مورد سهو در نماز سوال می‌كند و حضرت می‌فرمايد: «مگر كسى وجود دارد كه در نماز دچار سهو نشود !! من وقتی نماز می‌خوانم شخصی را كنار خود قرار می‌دهم تا نمازم را زير نظر داشته باشد».[1]

 

🔆 پاسخ شبهه:

 

1️⃣این روایت را مرحوم ابن ادریس حلی از کتاب نوادر ابن محبوب نقل کرده و همان‌طوری که از اسمش پیداست این روایت شاذ و نادر است و مرحوم علامه مجلسی و شیخ حر عاملی(رحمهم‌الله) هم این روایت را از ابن ادریس نقل کرده اند که خود ابن ادریس متوفای اواخر قرن ششم می باشد(م598ق) وقبل از ایشان در هیچ منبع معتبر حدیثی این روایت ذکر نشده است؛ بنابراین قابل استناد نمی‌باشد.

 

2️⃣متن هر روایت باید با آیات و روایات دیگر سنجیده شود و اگر در تقابل با آیات و یا روایات دیگر باشد، اگر چه از حیث سندی صحیح هم باشد، قابل قبول نیست؛ چرا که احتمال تقیه و یا انگیزه‌های دیگری ممکن است در صدور روایت نقش داشته باشد، خصوصا اینکه در این مورد خاص احتمال تقیه خیلی زیاد است؛ زیرا که اهل سنت عدم سهو را حتی برای رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)  هم بر نمی‌تابند.

 

3️⃣ بالفرض صحیح بودن روایت فوق هیچ دلالت صریح و واضحی بر سهو و یا صدور سهو از امام(علیه السلام) ندارد، یعنی امام نفرموده است که لزوما مرتکب سهو می شود، بلکه فقط فرموده شخصی را کنار خود قرار می‌دهم.

 

4️⃣از طرفی ظاهر این روایت، با آیات عصمت و نیز روایات بسیاری که دال بر عدم سهو برای امامان معصوم هستند، در تضاد است؛ لذا به هیچ وجه قابل قبول نیست. 

 

5⃣ بر این اساس بر فرض صحت  احتمالات عدیده ای برای آن ذکر کرده اند به عنوان نمونه مرحوم شیخ حر عاملی(رحمه‌الله) در توجیه این روایت شاذ خاطر نشان می کند که قرار دادن خادم نه تنها بر وقوع سهو، حتی بر بر جواز سهو هم دلالتی ندارد، و ممکن است که این عمل به خاطر این باشد که امام می‌خواهد راه فرار از سهو و اشتباه را به مومنان نشان دهد؛ زیرا سیاق روایت نشان می دهد که امام گویا می خواهد بفرماید که غیر از معصوم بقیه مردم درگیر سهو در نماز هستند به عبارتی یک دردی همگانی‌ست و بهترین راه این است که کسی را به عنوان محافظ بر نماز خود قرار دهیم تا دچار سهو نشویم. [2]  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📚پی نوشت

[1]. السرائر: «ابن محبوب عن حماد عن ربعي عن الفضيل قال : ذكرت لابي عبدالله 7 السهو فقال : وينفلت من ذلك أحد؟ ربما أقعدت الخادم خلفي يحفظ علي صلاتي». بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر، دار إحياء التراث العربي، بيروت‏، 1403 ق‏، جلد25، ص350. متن کتاب

[2]. وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، قم، 1409ق، جلد8، ص252. 


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 27 تير 1397 ساعت: 0:58

ليست صفحات

تعداد صفحات : 25